بازگشت به خانهای که از آن من نیست
و حالا دوباره به خانه بازگشتهام از جایی که خانه من نبود به جایی که خانه من نیست؛ اما خانهاش میخوانم.
هلند زیبا بود. مردمان با صفایی داشت. خیال، کمتر به سویم هجوم میآورد و سکون، کمتر آزارم میداد. سرشار از آبهای راکد و مردمانی که به انگلیسی، روان سخن میگفتند.
حمل و نقل عمومی در رتردام و آمستردام – مثل شهرهای بزرگ آلمان- بسیار متنوع بود، هرچند گاه جا برای نشستن در قطار، اتوبوس یا ترَم پیدا نمیشد.
پس از ماهها، بالاخره ترافیک هم دیدم؛ در مسیر آمستردام به رتردام.
ما برای دورهای آموزشی درباره مدیریت و توسعه پایدار آنجا بودیم تا آنچه استادیوم یوهان کرایوف (Johan Cruyff Arena) در این زمینه انجام داده است را مطالعه کنیم و ایدههای جدیدی برای بهبود این آوردگاه مشهور در زمینه رسالتهای اجتماعی آن مطرح کنیم.
تجربه بسیار پربار و متفاوتی بود. هلندیها بهکلی انسانهایی خوش معاشرتی هستند. متواضع، مهربان، خوشآمدگو و مبادی آدابشان یافتم. و شیک.
کامیونیتی ایرانیهای هلند هم تا آنجا که من دیدم، از کامیونیتی ایرانیهای بعضی جاهای دیگر -باز تا آنجایی که من دیدهام- متشکل از انسانهایی متخصصتر و تحملکردنیتر است.
از ۶ روز اقامت در هلند واقعا لذت بردم؛ با اینکه سرم بسیار شلوغ بود و تقریبا فرصتی برای تفریح و ولگردی نداشتم. به هر حال روزی دوباره به هلند خواهم رفت؛ مطمئنم.
۱۹ مارچ ۲۳