ضبط فروشی وسط باغ فردوس را آب بُرد!

ایستاده در خیابانی در آلمان - تصویر جلد یادداشت نوروز

یادداشت نوروز دیروز، یکی از قطره‌‌‌های بارونی که داشت توی چاله‌‌‌‌ی جلو خونه‌م می‌ریخت، دستمو گرفتو کشید تو چاله‌چوله‌‌ی خاطرات دور و نزدیک. یاد همه چاله‌هایی افتادم که بارون پُرِشون می‌کرد. یاد اون بارونی که جوبای هفت تیرو یه جوری پر کرد که پُلایِ روی جوبا رو نمی‌شد دید؛ هنوز نصفه‌ی پاره‌نشده‌ی سردرِ روزنامه‌یِ کلمه‌ […]